اون همه قول و قرار پدرونه این بود

امیر کرمانشاهی . زمینه . شب سوم محرم

شهریور ۱۳۹۹ . هیئت انصار الحجه
مداحی حاج امیر کرمانشاهی شب سوم محرم ۹۹ روضه شهادت حضرت رقیه (س) هیئت انصار الحجه مشهد
اون همه قول و قرار پدرونه این بود؟! اون همه لالایی های عاشقونه این بود؟!
این همه گفتی مراقبم میمونی این بود؟! این همه گفتی بی من نمیتونی این بود؟!
مرده و قولش چرا پس دیر کردی؟! گفتم تا الآن دیگه بر میگردی
حالا اگه بیای فرقش چیه برام اینقدر منو زدن تار میبینه چشام

نمیدونی زنده ام چه جوری منو میکشه این صبوریت چرا نمیای بسه دوری
گل سری که خریدی نمیدونم چی شد؟! گوشواره هامو ندیدی نمیدونم چی شد؟!
چیزی نمونده برای بازی کردن واسم عروسک هامو ندیدی نمیدونم چی شد؟!
منو نمیشناسی ببینی بابا هرچی میگفتم میزدن نامردا
حس میکنم دیگه اینجا اضافه ام هم عمه خسته شد هم من کلافه ام

همه رو گفتم برای اینکه تموم شه دوری میخواستم ببینم ولی نه اینجوری
با خودم میگم رقیه کاشکی صبر میکردی که دیدی حالا باباتو مگه مجبوری
آخه نبودی حرم رو سوزندن چادر نماز سرم رو سوزوندن
موهایی که یه روز میرفت تا دامنم سوختن جلو چشام سوختن با پیرهنم